لغت نامه دهخدا حرف ا (الف)

گاورس. (حاشیهء فرهنگ اسدی خطی نخجوانی). حدود ۳۶۰۰۰ مدخل از فرهنگ لغت معین و دسترسی آنلاین به فرهنگ لغت دهخدا، باعث اطمینان از خرید این اپلیکیشن برای کاربران می شود.با توجه به موارد فوق AppReview در بخش کاربرد امتیاز ۵ از ۵ را به این اپلیکیشن اختصاص می دهد. ق. مصر و حدود العالم چ 1340 ه . دارویی است که آن را بسه نیز گویند و بتازی اکلیل الملک خوانند. لغتنامه بزرگترین و مهمترین اثر دهخدا است و بیش از چهل سال از وقت دهخدا صرف آن شد. یکی از بزرگترین شهرهای ولایت بامیان در قرن چهارم ه .

مترصد شکار نشستن چنانکه صیاد در شکارگاه. دیدگاه های حزب متحد ملی ترقی مردم افغانستان در اسناد و اعلامیه های رسمی آن انعکاس یافته است . خورده و آماس کرده، و آن را گزك خوانند. دارویی است که به عربی اکلیل الملک خوانند. 1) لفظی است معرب پس پایک و آن دارویی است که به عربی اضراس الکلب و کثیرالارجل خوانند گویند اگر قدری از آن در شیر اندازند شیر را ببندد و شیر بسته را حل کند. و آخرش آن بوده که چون روز به نماز پیشین رسید سه مقدم از هندوان آنجا بایستادانید.

بسغو. ظاهراً به محلی اطلاق میشده که عده ای به آنجا کمین میکردند و سپس دسته ای از آنها جدا میشدند و بجنگ خصم میرفتند و با خصم جنگ و گریز می کردند و در حال فریب دشمن دمادم خویش تا بسقو می کشیدند. و رجوع به فهرست سرزمینهای خلافت شرقی ذیل نشوی و ارمینیه شود. ق. رجوع به جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی چ 1337 ه . داستان های کوتاه و واقعی به زبان انگلیسی با ترجمه فارسی …

اطاق فوقانی که دارای پنجره های متعدد برای نظاره و دخول هوا باشد. همانطور که می دانید زبان فارسی جزو کهن ترین میراث برای ایرانیان می باشد . فتیله ای که زنان از پنبه پیچند برای رشتن. پنبهء پیچیده و فتیله کرده جهت رشتن. آماده و ساخته شده باشد به جهت کاری و شغلی. رجوع به بسیجیده و شعوری ج 1 ورق 195 شود. و رجوع به شعوری ج 1 ورق 173 شود. 1) یکی از بزرگان و محافظان شهربراز، هنگام بیماری، که به دستور بوران دختر کسری اپرویز بر وی گماشته شده بود. در سلطنت ویکتورامانوئل دوم (1861 – 1878م.) و پادشاهی اومبرتوی اول (1878 – 1900م.) و نیمهء اول سلطنت ویکتور امانوئل سوم (1900 – 1947م.) حکومت ایتالیا نسبتاً قرین آزادی بود.

جوالیقی ص 184 سطر 6 و در منتهی الارب بدین معنی بکسر اول و دوم و تشدید سوم آمده است. ملاک گزیدن در درجه اول شهرت اشعار و آثار است که طی زمان انجام گرفته و فقط در درجه دوم ضرورتهای معین (و از آن جمله ذوق خود تدوین گر) میتواند ملاک قرار گیرد. ساخته و آماده. بسغدیدن مصدر آن و آسغده نیز گویند. پسغده. آسغده. آماده و ساخته و مهیا. آماده شدن برای سفر. ساخته شدن و مهیا گشتن.

1) ساخته شدن و مهیا گشتن و آماده گردیدن. ساخته و آماده شدن. بسغده رفتن(4) و بیرون شدن ز خانه به راه. همچنین میتوانید فایل ایمیج را درون یک سی دی رام مجازی(با استفاده از برنامه virtual CD) بارگذاری کنید و اقدام به نصب نرم افزار کنید. همچنین در کارنامک ( بخش ۵، بند ١) صورت ماهیگ به معنی مادی آمده است. مأخوذ از بسپایه فارسی و به معنی آن. حالتی که گربه و یوز و امثال آن بخود گیرند پیش از حمله بشکاری و آن گرد کردن تن و دوختن چشم به صید باشد.

سکنهء آن 949 تن. این زبان که فرس قدیم و فرس هخامنشی نیز خوانده شده، زبان مردم پارس و زبان رسمی ایران در دورهء هخامنشیان بود و آن با سنسکریت و اوستایی خویشاوندی نزدیک دارد. به نظر من اینکه در افغانستان هم فارسی و هم پشتو زبان رسمی باشند درست نیست؛ چون نفسها باعث نفاق و بد بینی میان مردم می شود. ١۴. ابوعلی محمد بن محمد بن بلعمی، تاریخ بلعمی، به تصحیح محمد تقی بهار و محمد پروین گنابادی، چاپ دوم، تهران ١٣۵٣، ج ١، ص ۲.

ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص24) : و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم. ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص17). عبدالله بن خلیفه گفته است : و لم استحث الرکب فی اثر عصبۀ میممۀ علیا سجاس و أبهرا. 1) – اینکه صاحب قاموس در ذیل کلمهء بسفانج آورده سهو است و تحریف بسفایج معرب بس پایه است و هندی نیست بلکه فارسی است. مگر تاجیک یک شعبه بزرگ از اقوام پارس نیست ؟ ظرفی بزرگ با یک دسته که دو سوي آن بدو سوي ظرف پیوسته است. فرهنگ لغت معنی یک کلمه را تعریف میکند و حتی در برخی مواقع، مثالهایی از کاربرد و تلفظ صحیح آن را ارائه میدهد.

روش جستجوی چهارم، مربوط به جستجو در مجموعه فلش کارت های عمومی و شخصی می باشد که با انتخاب گزینه فلش کارت از منوی اصلی برنامه، عبارتهای فلش کارت در فهرست لغات نمایش داده می شود. بدینوسیله مؤلف سپاس عمیق قلبی خودرا به اکادیمیسن انستییتوت خاورشناسی روسیه م.ن. عالم آرای نادری چ عکسی روسیه ص 145 و 147، نقل از تعلیقات جهانگشای نادری چ انوار ص533 چ طهران انجمن آثار ملی 1341 ه .

و رجوع به انجمن آرا و آنندراج شود. رجوع به سوچی خانه شود. رجوع به فارسنامهء ابن بلخی ص109 چ نیکلسون، 1339 ه . 7 – غزنویان که با ابواسحاق الپتکین به سال 351 ه . تشتیوان. بولوبودیون. فولوفودیون. چوبی است باریک اغبر، به سیاهی و سرخی گراید و شاخها دارد برسان کرمی که او را پایهای بسیار باشد. رجوع به فرهنگ ایران باستان ص130 شود. این دیکشنری می تواند به دلیل ویژگی های غنی و امکاناتی مانند به صورت لینک قرار دادن کلمات و مترادف های یافت شده برای واژه موردنظر، تا با کلیک بر روی هر یک بتوانید به صفحه مربوط به آن لغت رفته و معانی و کاربردهای گوناگون آن لغات و اصطلاحات را درک کنید، برای شما بسیار پرکاربردتر و مفیدتر از یک کتاب فرهنگ لغات باشد.

و اما فارسی، زبان موبدان و دانشمندان و مانند آنان بود، و آن زبان مردم فارس است. 10 – تألیف رساله ای بنام “بازی ها و ورزش های مردم شغنان”، که آمادۀ چاپ هنوز نشده است. این کتابخانه در زمرۀ کتابخانه های تخصصی زبان و ادبیات فارسی است. چنانچه کتابها و مجموعه های جدید چاپ و تهیه شده و آثار خوشحالخان منظماً نشر شده و همچنان مقالات و مضامین بیشمار درایمنورد (در افغانستان) بویژه در مجلهء «کابل» و «وژمه» انتشار یافتند.

4) – مؤلف انجمن آرا پس از نقل از جهانگیری شرح مفصلی دربارهء سهو مؤلف جهانگیری دربارهء شعر فرخی که بعنوان شاهد برای بسغده آمده است، آورده و متذکر میگردد که از شعر، بسغده، شهر معروف سغد سمرقند مستفاد است و شعر فرخی در وصف رفتن سلطان محمود به سغد است، نه بسغده بمعنی آماده و مؤلف آنندراج مانند همه جا متن انجمن آرا را رونوشت و نقل کرده است. و رجوع به شعوری ج 1 ورق 170شود. || گنبد و سقف گنبدی.

و رجوع به شعوری ج 1 ورق 186 شود. بسقو کردن. رجوع به بسقو کردن شود. خصم بی خبر، ناگاه به افراد مقیم در بسقو برمی خورد و دست و پای خود را گم کرده یا مغلوب میشد یا فرار میکرد. رجوع به جنگل شناسی ساعی چ 1327 ه . رجوع به بس پایه و ابن بیطار متن عربی ص92 و فهرست مخزن الادویه ص 140 و رشیدی و گیاه شناسی گل گلاب چ دانشگاه طهران ص166 به بعد و تذکرهء داود ضریر انطاکی ص76 و ترجمهء صیدنه ابوریحان بیرونی نسخهء خطی کتاب خانهء لغتنامه شود. بپوشند در زیر چادر همه ستبرق ز بالاي سر تا به ران.منوچهري.

می خواهم نامه ای را که برایت می نویسم، تمام کنم ولی درد دل زیادی از این بیگانه پرستی در زبان گفتاری فرزندانت، مرا آزار می دهد و اشکم را جاری می کند و می گوید اشکت را جوهر ومرکب قلمت کن و بنویس. بنابراین در عین حال که سخنوران عموماً فرقی میان پارسی و دری و پارسیدری نگذاشتهاند و هر سه نام را بهجای یکدیگر به کار برده اند، ولی گاه نیز دری و پارسیدری را فارسی خراسان و پارسی را زبان همهی ایران نامیدهاند، ولی در اینجا نیز همانگونه که اشاره شد، نه به عنوان دو زبان مستقل، بلکه به عنوان دو سبک از یک زبان واحد.

دیدگاهتان را بنویسید