3 – مسایل امروز زبان فارسی

ملک سجستان بگرفت. (ترجمهء تاریخ یمینی). رجوع به سیستان و سجستان شود. در زمان هخامنشیان، با آنکه در کنار وحدت سیاسی و در زیر نفوذ آن، کم کم خودآگاهی به همبستگی ملی بیدار می گردید، ولی باز هنوز نمی توان از وجود یک زبان رسمی فراگیر سخن گفت و زبان پارسی باستان، با آن که از زمان داریوش بزرگ زبان نوشتار نیز شد، ولی نتوانست به عنوان زبان گفتار پا از قلمروی خود بیرون نهد. از این رو باید گفت که پارسی باستان یک زبان نوشتار ادبی و کهن بود که با زبان گفتار فاصله ی زیاد داشت و زبان نوشتار پارسیگ، اگر چه دنباله ی آن زبان است، ولی دنباله ی راست آن نیست، بلکه از زبان گفتار سخت تاثیر دیده است.

پیشتر اشاره کردیم که ناسیونالیست ها و آذری بازان با جمع آوری نمونه هایی از اشعار و نثر گیلکی، تالشی، لری، کردی و فارسی دری و انتساب آنها به زبان موهوم آذری سعی در اثبات وجود کتابت و ایجاد آثار ادبی به زبان آذری در گذشته می کردند و اظهار امیدواری می کردند در آینده با یافته شدن نمونه های شعری و نثری بیشتر از زبان آذری، وجود این زبان در گذشتۀ آذربایجان در اذهان راسخ تر گردد. ناسیونالیست های فارسی گرا و آذری بازان در قریب یک صد سال گذشته همۀ تلاش خود را مصروف اختراع و اثبات زبانی موهوم برای آذربایجان کردند.

این اشارات فاقد توضیح و قرینه های لازم برای انتساب آن به زبان خاصّی بود، لیکن نویسندگان فارسی گرا بر پایۀ عادت عمومی مصادره گرایی؛ آذری اختراعی را به شعبه ای از فارسی یا پهلوی تأویل کردند و سخاوتمندانه آن را به گروه زبان های ایرانی با تعریف خاصّی که خود از آن داشتند؛ بخشیدند. و قابل توجه اینکه هنگام شیوع لهجه ٔ فارسی دری در عراق و آذربایجان بسیاری از لغات و مفردات اختصاصی ماوراءالنهر برای گویندگان نواحی جدید مهجور و محتاج به توضیح بود.

در زبان کنونی آذربایجان برای عقرب نامی وجود ندارد و این جانور خطرناک را «آدی یامان» می نامند؛ یعنی، آن که «نامش زشت و نامبارک» است. در ابتدای این بخش دکتر خانلری عبارتی از سنگ نوشته های منسوب به شاهان هخامنشی را که به ادّعای وی به زبان فارسی باستان است، می آورد و آنگاه با ذکر معنی فارسی آن عبارت, تغییرات حاصل شده در عبارت فارسی باستان و تبدیل آن به فارسی امروزی را توضیح می دهد تا با تکیه بر آن برای فارسی یک استمرار تاریخی از عهد هخامنشی تا روزگار حاضر ترسیم کند. آذری بازان بعدی برای تکمیل پازل آذری بازی نکات دیگری را به این بازی سخیف افزوده و قلمرو وسیعی از ری تا دربند را برای آن ترسیم کردند.

قول مقدسی و دیگر جغرافی نویسان عرب نشانۀ آن است که مبنای نوشته های این گروه، ذهنیّات و طرز تلقّی ایشان بوده است؛ یعنی، از نظر آنها از جایی که سرزمین اعراب در ضلع شرقی خاتمه می یافت؛ سرزمین فارس ها یا عجم ها آغاز می شده و تا هر جا که قلمرو پادشاهان ایران در عصر ساسانی ادامه داشت؛ لابد زبان آنها هم فارسی یا عجمی بوده است! ص 91) «جادو» بر اساس مندرجات کتب لغت فارسی از قبیل برهان قاطع و فرهنگ عمید و کتب لغت ترکی از قبیل دیوان لغات التّرک محمود کاشغری، سنگلاخ میرزا مهدی خان استرآبادی و فرهنگ ترکی نوین اسماعیل هادی کلمه ای ترکی است که به عنوان واژۀ دخیل وارد زبان فارسی شده و مورد استفاده قرار گرفته است.

1 – تآلیف، تهیه و تدوین واژه یا لغت نامۀ زبان شغنانی به دری، در دو نسخه که اولی آن بشکل خاکه و دومی آن با سلیقۀ فرهنگ نویسی تنظیم شده و برای برگردانی به الفبای فونیمی و زبان انگلیسی نیز امکانات در نظر گرفته شده است. جدا از این مسئله خانلری می کوشد با تکیه بر کلمات به یادگار مانده از به زعم خود فارسی باستان، مقایسه ای بین آنها انجام داده و حکم یکسان بودن این کلمات بدهد و نشان دهد «Yauviya» همان «جوی»، «Yakare» همان «جگر»، «Yuta» همان «جدا»، «Yava» همان «جو» در زبان فارسی امروزی است.

در بین این سه زبان آذری از جهاتی حائز اهمیّت است. کردی و لری هم لااقل در تعداد متکلّم و گسترۀ جغرافیایی بر بسیاری از زبان های مورد اشارۀ او در بخش اصلی ارجحیّت داشته اند. این بخش بر کلماتی اشاره دارد که به دلیل ناخوشایندی یا ناسازگاری آن با طبع انسانی به طور معمول کلماتی مجاز گونه به جای اصل آنها به کار می رود. در نظر آقای دکترخانلری وجه اشتراک همۀ این زبان ها – بدون نیاز به دلیل و قرینه و شاهد – انشعاب آنها از زبان ایرانی که در لفظ و بیان ایشان مترادف با فارسی می باشد ,بوده است.

این قبیل نویسندگان بالاخره باید معلوم کنند دری نامیده شدن فارسی به دلیل انتساب آن به دربار ساسانی بوده، یا این دری در معنی فصیح و ادبی به کار می رفته و نوع زبان را معیّن نمی کرده است. نگارنده که به زبان انگلیسی آشنایی دارد میتواند ده ها نمونه از زبانزدهای نزدیک بهم و گاهی مانند هم میان فارسی و انگلیسی را نشان بدهد. ص 93) خانلری در جایی که می کوشد به پرسشی در باب پیوسته بودن تحوّل در زبان ها پاسخ گوید و کلّی و همیشگی نبودن تبدیل صامت «ج» به «ی» در کلمات مشابه بین فارسی باستان و فارسی امروزی سخن گوید؛ مثال هایی از کلماتی که با صامت «ی» آغاز می شوند می آورد که «یاوه» نیز در میان آنها قرار دارد.

نیز کلمات متنازعٌ فیه بین فارسی و ترکی از قبیل: شلوار، تنبان، طشت و بادمجان را به فارسی، عربی و زبان¬های اروپایی منتسب می کند. و بدین گونه سخت گیری در امر خراج و خشونت و تحقیر در معامله با موالی و شدت تبلیغات خوارج و شیعه در اواخر عهد بنی امیه سبب شد که عرب های مقیم خراسان مورد نفرت و عداوت ایرانیان واقع شوند و با وجود پایگاه و مرکزی بالنسبه قوی که در مرو میداشتند بسبب ظهور و بروز تعصب دیرین قبیلهء یمانی و مضری در بین خودشان نتوانستند در مقابل اقدامات راوندیه و هاشمیه و دعاة بنی عباس مقاومت بنمایند.

این امر یک جواب ساده دارد. حتّی لغت نویس باستانگرایی چون دکترمحمّد معین نیز قادر به پنهان کردن این امر نیست؛ در حالیکه خانلری آن را فارسی دانسته، آنگاه در گوشه ای از تاریخ به دنبال معادل فارسی باستان آن می گردد. چوگان ریشۀ فارسی دارد! از نظر او قارپوز ریشۀ فارسی دارد! زبان فارسی از قوم پارس سرچشمه می گیرد . نکتۀ بسیار قابل تأمّل در این بخش کم محلّی خانلری به زبان های کردی و لری است.

است. از عبارت این نویسندگان چنین مفهوم می شود که ایشان لفظ «دری» را به معنی «فصیح» و «ادبی» به کار می برده اند. با این وجود خانلری آن را کلمه ای فارسی معرّفی می کند. او تنها سرزمین آذربایجان را ترک نکرد بلکه زبان و فرهنگ آذربایجان را هم طلاق داد و رفت و زبان و فرهنگ فارسی را به عنوان مذهب مختار خود برگزید و تنها مفرداتی و اطّلاعاتی ناقص از آذربایجان، خوی و زبان ترکی در جایی از حافظه که قدرت پاک کردنش را نداشت؛ باقی ماند تا به دوستش خانلری بگوید و به او برای متنوّع کردن مثال هایش یاری رساند.

آنچه در باب دو کلمه مزبور گفته شده منحصر به خوی نیست و تقریباً همه جای آذربایجان همین معانی از این دو کلمه اراده می شود جز اینکه در برخی گویش ها اصطلاح «چایان» نیز ممکن است به جای عقرب عربی استعمال شود. خانلری در بخش «زبان و جامعه» نیز از این قبیل لغزش های لغوی برکنار نمی ماند و کلمۀ «تن» (ص 98) را در زمرۀ واژه های مشترک فارسی باستان عهد هخامنشی و فارسی امروزی به شمار می آورد؛ در حالی که این واژه نیز برابر مندرجات کتب لغت ترکی از قبیل: دیوان لغات التّرک و برخی کتب لغت ترکی معاصر، کلمه ای ترکی می باشد که به فارسی نیز راه یافته و مورد استفاده قرار گرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید